مدح و ولادت امام جعفر صادق علیهالسلام
امـروز گـشـودند ز رحـمـت در دیگر گردید عیان حُـسنِ خـدا مـنـظـر دیگر از جوفِ حرم گشت برون حیدر دیگر یـا آمــده مـــیــلاد پــیــامآور دیــگــر؟ این عید جهانگـستر شیعه است ببـینید میـلاد ششم رهـبر شیعه است ببـیـنـیـد انــوار خــدا تـافــتــه بـر بـام مـدیــنــه پـیـراهـن نـور اسـت بـر انـدام مـدیـنـه دل مـیبــرد از اهـل ولا نــام مـدیــنـه پـیچـیـده به گـوش هـمه پـیـغـام مـدیـنه کامروز دمیده است به تن روح امامت تبـریک که آمـد به جهـان نـوح امامت این آیــنـۀ روی خـداونـد جـلـیـل اسـت این گمشدگان را به خط نور، دلیل است این بر علی و فاطمه پاکیزه سلیل است این راهـبر آدم و موسی و خـلیل است ایـن تا ابـد اسـتـاد اسـاتـید جهـان است با آنکه عیان است، نهان است، نهان است دانـش بـبـرَد سـجـده بـه خـاک قـدم او تـکـمـیـل شده فـیـض مـسیـحـا ز دم او دریــای کــرم بـوده نـمـی از کــرم او پـیـوسـتـه بـوَد عــلـم بـه ظـلّ عـلـم او بر بـام سـپـهـرِ شـرفِ اوسـت سـتـاره تا عـمـر جهـان جـابـر حـیان و زُراره انفاس مسیـحـاست مسیـحای نـسیـمـش موسی"ارنی"گو شده در طور حریمش دل مـخـزن اسـرار خـداونـد حکـیـمش تا حشر رسد بر همگان فیض عظیمش دیــوار تـجــلـیِ الـهـی اسـت رواقــش طاق است میان همگـان مؤمن طاقـش بیمـنـطـق او عـلم بریده است زبـانش روئـیـده گـل "عـلـّم الانسان" ز بیـانش دائـم گـهـر عــلــم بـوَد ریـگ روانـش علم است و ابوحمزه و حمران و ابانش تـا حـشـر امــیـرانسـخـن بـنـدۀ اویـنـد تنها نه هـمین بـنده؛ همی زنده ز اویند این است که قرآن شده روشن ز کلامش این است که برتر ز مقام است مقامش این است که دانش شده مرهون قیامش این است که دادهاست خـداوند سلامش سر تا قـدم آئـیـنۀ خـیرالبـشر است این دردانه شش بحر و یمِ ششگهر است این ای مـلـک خـداونـد گـلـسـتـان بـقـیعـت دلهـا هـمـه زوّار بــیـابــان بـقـیـعــت ارواح رسـل، سـاکـن ایــوان بـقـیـعـت جنت همه یک گوشه ز دامان بـقـیعت هر زائر دلـداده که بـشـنـاخت شما را از پـنـجـرههـای حـرمـت دیـد خـدا را مهر تو، چو روح آمده در پیکر جبریل فـرش ره زوار حـریـمـت، پر جـبریل هر شب حرم خلوت تو مشعـر جبریل از روز ازل سـایۀ تو بر سـر جـبـریل اوصـاف تـو را غــیـر خـداونـد نـدانـد میثم چه سراید؟ چه بگوید؟ چه بخواند؟ |